۳ خرداد ۱۳۸۹، ۱۰:۰۴

شاخصهای هویت ایرانی اسلامی(5)

مواجهه منطقی با فرهنگ غرب نیازمند شناخت و درک صحیح است

مواجهه منطقی با فرهنگ غرب نیازمند شناخت و درک صحیح است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با تأکید بر مواجهه منطقی با فرهنگ غرب یادآور شد: هیچ تردیدی نیست که عناصر فرهنگ غربی و مطالعه متفکرین و دیدگاههای آنها در جامعه ما وجود دارد ولی آنها تعیین کننده هویت ما نیستند.

دکتر قاسم پورحسن در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد نظریه سه فرهنگ که موقعیت هویتی کنونی ما را تابع سه فرهنگ ایرانی ، اسلامی و غربی می داند اظهار داشت: درباره هویت کنونی ما دو نظریه وجود دارد . یکی این است که دین در آن تعیین کننده است یعنی هویت ایرانی بعد از ورود اسلام همیشه تحت تأثیر اندیشه اسلامی بوده نه به معنی چیرگی محض بلکه هویت ایرانی ما همیشه در پرتو دین اسلام و مذهب بوده است.

وی افزود: دیدگاه دوم می گوید باید چند عنصر مهم را درباره هویت ایرانی جستجو کنیم. یکی ایران و اسلام است و یکی هم عناصر عقلی که عمدتاً مربوط به مغرب زمین است، حالا از دوره پیشتر، عناصر یونانی، بعد اسکندرانی، بعد نوافلاطونی در دوره جدید هم مغرب زمین به معنای عام را لحاظ می کنیم. بنابراین در دیدگاه دوم هویت ایرانی ممزوج از سه فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی است.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: دیدگاه دوم، دیدگاه جامعی نیست زیرا فرهنگ هیچ جامعه ای مصون از رابطه و مراوده با دیگر فرهنگها نیست. یعنی اینگونه نیست که اگر عناصر شرقی در مغرب زمین وجود دارد فرهنگ آنها بر اساس این عناصر شکل گرفته باشد. هیچ تردیدی نیست که عناصر فرهنگ غربی و مطالعه متفکرین آن و دیدگاههای آنها در جامعه ما وجود دارد ولی آنها تعیین کننده هویت ما نیستند.

این محقق و پژوهشگر در ادامه افزود: در دیدگاه دوم میان حضور عناصر یک تمدن و نقش تعیین کنندگی آن دچار اشتباه شده ایم. در درجه اول آنچه در هویت ایرانی مؤثر است ایران و زبان فارسی است و بعد از آن مذهب و دین است، برای اینکه دین تنها در ایران وجود ندارد لذا ما نمی توانیم بگویم تنها عنصر تشکیل دهنده هویت ایرانی دین است. بنابراین فرهنگ ایران از دو بنیاد زبان و اندیشه ایرانی و اندیشه دینی و اسلام تشکیل شده است درعین حال فرهنگ امروز ایران هم از شرق و هم از غرب متأثر است.

پورحسن درباره شیوه مواجهه ما با فرهنگ غرب در دوره اخیر نیز گفت: ما سه مواجهه با تمدن مغرب زمین داشته ایم دوره دلباختگی که نه تنها ایران بلکه بیشتر کشورهایی که با غرب مواجه شدند این حالت را داشتند که من اسم آن را غربزدگی می نامم که لزوماً نه به معنای تسلیم شدن در برابر آن بلکه یک حالت شیفتگی نسبت به پیشرفتهای غرب است. 

وی افزود: مواجهه دوم ما به خاطر اینکه تجربه تلخی از غربزدگی داشتیم غرب ستیزی را طی کردیم نوعی تقابل با فرهنگ مغرب زمین. البته هم غرب وهم منادیان غرب که غرب را با فرهنگ و تمدن صرف آن به عنوان الگوی تام تلقی می کردند مقصر بودند. این دوره حتی منجر به کنار گذاشتن تفکرات صحیح در حوزه عقلی غرب شد.

این نویسنده و مترجم تصریح کرد: مواجهه سوم ما دوره غرب شناسی است . مواجهه اول و دوم با فراز و فرود یا اشتباه و سؤفهمی مواجه بوده و نگاه غلطی در این دو مواجهه به غرب داشتیم . اما در مواجهه سوم که درحال حاضر در آن بسر می بریم که به نوعی شرق شناسی مغرب زمین است چرا که ما نیاز دیدیم غرب را بشناسیم همچنانکه غرب نیز در مواجهه با اسلام نیاز پیدا کرد تمدن اسلام را بشناسد.

پورحسن در مورد اینکه چه نکاتی را باید برای داشتن یک رابطه منطقی با فرهنگ غرب رعایت کنیم گفت: فرهنگ غرب مانند همه فرهنگها می تواند تأثیرات مطلوب و سوئی داشته باشد. بستگی به اختیار، اراده و فهم ما دارد. اگر درست فرهنگ غرب را بشناسیم عناصری که برای شکل گرفته دوره جدید و شرایط نو لازم است را مورد استفاده قرار می دهیم. اندیشه های عقلانی غرب، تفکری که درباره تکنولوژی وجود دارد را با اصلاحاتی می شود مورد استفاده قرار داد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی یادآورشد: من معتقدم ما نیاز به یک ساختار صحیح از غرب شناسی که این حوزه را سامان بدهد داریم. بدون شناخت حیات عقلانی غرب و تاریخ 400 ساله تمدن آن این مسئله امکانپذیر نیست. بنابراین نه آن چنان باید رفتار کنیم که اندیشه های غرب را به دور بریزیم و نه آنکه دلداده و دلباخته غرب باشیم . پس غرب شناسی با تمام شرایط مطلوبش می تواند این مناسبت منطقی را میان ایران و مغرب زمین سامان بدهد.

کد مطلب 1087919

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha